فخر الدين الاسفرايني النيشابوري

مقدمه 52

شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )

أصفهان رسيد لشكر وى سراى شيخ را تاراج كرد واين كتاب در آن ميان بود وكسى اثرى از آن نيافت . وشيخ را همهء نيروها قوى بود ، ونيروى مجامعت از نيروى شهوانيش قوىتر وچيره‌تر بود ، بيشتر به اين كار مىپرداخت وآن را در سرشت وى كارگر افتاد وشيخ به نيروى سرشت خود اعتماد داشت ، تا اينكه در سالى كه علاء الدولة با تاش فراش بر در كرخ جنگ مىكرد كار به جايى رسيد كه شيخ را قولنج در گرفت وچون در درمان كردن شتاب داشت كه مبادا شكستى برسد ونتواند آن را رفع كند ونتواند با بيمارى از آنجا برود در يك روز هشت بار حقنه كرد وبرخى از روده‌هاى وى ريش شد ، ذوسنطاريا گرفت وبا اين حال مىبايست با علاء الدولة برود شتابان به ايذه ( ايذج ) رفتند ودر آنجا صرعى در وى پيدا شد كه دنباله بيمارى قولنج است ، وبا اين همه تدبير خويشتن را مىكرد وخود را حقنه مىكرد كه ذوسنطاريا بازماندهء قولنج را از ميان ببرد ، روزى فرمان داد دو دانگ تخم كرفس بگيرند ودر آنچه بدان حقنه مىكرد بريزند تا باد را برطرف كند ، يك تن از پزشكان كه به درمان كردن وى پرداخته بود پنج درهم تخم كرفس در آن ريخت ، ومن نمىدانم عمدا اين كار را كرد يا اينكه خطا كرده بود زيرا كه من با وى نبودم . آنگاه بر ذوسنطاريا از تندى اين تخم كرفس افزود ؛ ووى براي درمان كردن صرع مثروديطوس مىخورد ويك تن از غلامانش افيون بسيار در آن ريخت ووى خورد ، وسبب آن اين بود كه غلامانش بر مال فراوانى از خزانه‌اش